گروه برق 69 دانشگاه بیرجند

محلی برای ارتباط با دوستان گروه برق 69 بیرجند

من دوست جدید شما هستم .....
ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

درست است که من شما را در گذر عمر، خیابان 69، کوچه مهر یافته‌ام، اما نه شما و نه من دیگر آن آدم‌های آن روزها نیستیم. از موهای سپید و چین و چروک‌های صورت نمی‌گویم که هر یک از ما به روشی سعی کرده‌ایم از خودمان هم پنهان کنیم. از توان‌های تحلیل رفته و نفس نفس زدن‌های راه‌پله‌ها و سربالایی‌های زندگی هم نمی‌گویم که گه‌گاه ما را به آرزوی روزهای کودکی و نوجوانی پیوند می‌زند. از این بیست و چند سالی می‌گویم که باز گذر عمر ما را از خیابان‌های دیگری عبور داده و از ما آدم‌های دیگری ساخته است. اندیشه‌هامان پوست انداخته و همراه آن پیراهن‌ها که هر روز ادعای پاره شدن‌شان را در شماره‌های بیشتر به رخ آن‌ها که از ما جوان‌ترند می‌نمایانیم، تفکراتی و اندیشه‌ها و اعتقاداتی بودند که دیگر نیستند. جامعه هم دیگر جامعه آن‌روزها نیست، همه چیز تغییر کرده است، به قولی « دنیا عوض شده‌است». با این حال دوباره انسان‌هایی را یافته‌ایم که هنوز طعم آن روزها را در یک حس مشترک با خود همراه دارند. اگر خاطرات آن روزها بد بوده است، همین بدی هم یک حس مشترک است و اگر خوب بوده باز هم یک حس مشترک است که به همه ما و همه آن روزهای ما تعلق دارد و می‌بینید که ما هنوز هم ماییم اگر چه هیچ‌یک آن آدم‌ها نیستیم.

من دوست جدید شما هستم با کادر و قیافه‌ای که اندکی تغییر یافته و هنوز هم شما می‌توانید طعم و بوی قلم و کاغذ و گچ و تخته سیاه و حضور و غیاب، یادداشت‌های شب امتحان و شماره‌های دانشجویی هنگام اعلام نمرات را پشت شیشه‌ اتاق‌های از هم گسسته آموزش، با دیدن من به یاد بیاورید.

اندکی از ما شاید آن روزهای‌شان را دوست ندارند و شاید آن روزهای ما را و یا ما را در آن روزها. این روز‌ها دوستی‌ها مانند آن‌روزها نیست ولی ما دوباره هم‌دیگر را پذیرفته‌ایم، شاید با واژه‌ای مانند «دوستان قدیمی». حتی آن‌ها که فقط سرک می‌کشند به این جمع و گاه با لبخندی و شاید اخمی بی‌ آن‌که کسی متوجه حضورشان بشود، پاورچین از وبلاگ می‌روند هم ما را پذیرفته‌اند و برای این دوستان جدید قدیمی دلتنگ می‌شوند. دنیا همین است دیگر. گاه پذیرفته می‌شوی بی‌ آن‌که دیده شوی و ببینی و گاه دیده نمی‌شوی با این که حضور داری و حرف می‌زنی.

من دوست جدید شما هستم و اگر اشکالی ندارد می‌خواستم یک حضور و غیاب به یاد آن‌وقت‌ها پایین همین نوشته داشته باشم. کی حاضره، کی غایب؟

 

   نویسنده :   رضا یزدانی