گروه برق 69 دانشگاه بیرجند

محلی برای ارتباط با دوستان گروه برق 69 بیرجند

سوسمار!
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سرگرمی ،خاطرات

میخوام یه اتفاقی که امروز برای خودم افتاد رو براتون بگم:

امروزبعد از اینکه ماشین و پارک کردم اومدم سوار آسانسور بشم که دیدم درست انتهای رمپ پارکینگ یه جونور سبز رنگ بزرگ داره بِر و بِر منو نگاه میکنه شکلش شبیه این سوسمارهای کوچیکی که توی کویر و صحرا پیدا میشن بود اومدم برم جلوتر که ببینم زنده است یا مرده دیدم یه حرکتی کرد، جاتون خالی دو تا پا داشتم دوتای دیگه هم قرض گرفتم  نفهمیدم پله ها رو چجوری دو تا یکی دویدم بالا!!!

زنگ خونه اولین همسایه رو زدم و توی دلم خدا خدا میکردم که آقای محترم همسایه حتما خونه باشه خوشبختانه دعام مستجاب شد و خودش در رو باز کرد. براش توضیح دادم که توی پارکینگ چی دیدم اون بنده خدا هم یه کمی ترسیده بود ولی اون غرور مردونه اجازه نمیداد به روی خودش بیاره خلاصه با کلی ترس و لرز دوباره از پله ها رفتیم پایین. آقای همسایه یکراست رفت به سمت در پارکنگ که من یهو داد زدم " اوناهاش!!! اوناهاش!!!! درست جلوی پاتونه "

یه نگاهی به جلوی پاش انداخت یه نگاهی به من کرد و با پاش اون سوسمار!!! مرموز رو زد کنار و گفت : این فقط یه تیکه از شاخه درخت با برگهاش بود!

هیچی دیگه کلی ضایع شدیم!!!!  زبانخجالتنیشخند