گروه برق 69 دانشگاه بیرجند

محلی برای ارتباط با دوستان گروه برق 69 بیرجند

طعم هدیه
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

روزی فردجوانی هنگام عبور از بیابان به چشمه آب زلالی رسید. آب به قدری گوارا بود که مرد سطل چرمی اش راپرازآب کرد تا بتواند مقداری ازآن آب رابرای استادش که پیر قبیله بود ببرد.مرد جوان پس از مسافرت چهار روزه اش ، آب را به استادش تقدیم کرد .ایشان مقدار زیادی ازآن آب را سرکشید ولبخند گرمی نثار جوان کرد واز او بابت آن آب قدر دانی کرد .مردجوان بسیار خوشحال شد وبه روستای خود بازگشت.

اندکی بعد ، استاد به یکی دیگر از شاگردانش اجازه دادتا  ازآن آب بچشد .شاگرد آب را ازدهانش بیرون پاشید وگفت :آب بسیار بد مزه است .شاگرد ازاستادپرسیدآب کندیده بود چطور وانمود کردید که گوارا است ؟

استاد گفت: توآب راچشیدی ومن خود هدیه راچشیدم .که این آب فقط حامل مهربانی سرشارازعشق بود وهیچ چیز نمی تواند گواراتر ازاین باشد.