گروه برق 69 دانشگاه بیرجند

محلی برای ارتباط با دوستان گروه برق 69 بیرجند

رمز عاشقی
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: شعر و ادب

تو آیا قاصدک های رها را دیده ای هرگز ،

که از شرم نبود شاد پیغامی ،


میان کوچه ها سرگشته می چرخند ؟


نپرسیدی چرا وقتی که یاسی ، عطر خود تقدیم باغی می کند


چیزی نمی خواهد ؟


و چشمان تو آیا سوره ای از این کتاب هستی زیبا ،

تلاوت کرده با تدبیر ؟


تو فرصت کرده ای آیا بخوانی آیه ای ، از سوره یک ساقه مریم ؟


نوازش های باران بهاری را ، به روی گونه های برگ ، فهمیدی ؟


تو از خورشید پرسیدی ، چرا


بی منت و با مهر می تابد ؟


تو رمز عاشقی ، از بال پروانه ، میان شعله های شمع ، پرسیدی ؟


تو آیا در شبی ، با کرم شب تابی سخن گفتی


از او پرسیده ای راز هدایت ، در شبی تاریک ؟


تو آیا ، یا کریمی دیده ای در آشیان ، بی عشق بنشیند ؟


تو ماه آسمان را دیده ای ، رخ از نگاه عاشقان نیمه شبها بر بتاباند ؟


نپرسیدی چرا گاهی ، دلت تنگِ دلِ تنگی نمی گردد ؟


چرا دستت سراغ دست همراهی نمی گیرد ؟


تو آیا دیده ای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل ؟


و گلبرگ گلی ، عطر خودش ، پنهان کند ، از ساحت باغی ؟


تو آیا خوانده ای با بلبلان ، آواز آزادی ؟


و سرخی شقایق دیده ای ، کو همنشینی می کند با سبزی یک برگ ؟


تو آیا هیچ می دانی ،


اگر عاشق نباشی ، مرده ای در خویش ؟

 

 

قسمتی از شعر رمز عاشقی- کیوان شاهبداغی