گروه برق 69 دانشگاه بیرجند

محلی برای ارتباط با دوستان گروه برق 69 بیرجند

اندر احوالات نسل نو
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

اینجا نمی‌توان طولانی نوشت. باید پیامکی نوشت؛ کوتاه و خلاصه و مفید. کاری که من هنوز به خوبی یاد نگرفته‌ام. اصلا نمی‌توانم خلاصه بنویسم، ذاتا آدم پر حرفی هستم، به این ذات بد، معلمی و روزنامه‌نگاری را که اضافه کنید می شود همین چیزی که هستم.

رضا یزدانی


در همین وبلاگ خودمان یادداشتی با عنوان «همدلی از همزبانی بهتره» نوشتم که در آن به «دایره واژگان» اشاره شده بود. واقعیت این است که ما حتی از نظر کلامی نمی‌توانیم با نسل جدید ارتباط موفقی برقرار کنیم و با آنها زبان مشترکی داشته باشیم. برای نسل امروزی بسیاری از اعتقادات ما ناشناخته و نامفهوم است.
بغرنج است که ما برای فرزندان‌مان امکانات فراوانی مهیا کرده‌ایم؛ تغذیه مناسب، پوشاک خوب، مرکز آموزشی قابل قبول با سرویس رفت و آمد منظم و مطمئن و خیلی از امکانات رایانه‌ای و رسانه‌ای که در منزل و اجتماع برای آن‌ها فراهم شده است اما دریغ از زبان مشترکی که بتوانیم با آنها صحبت کنیم یا وقت و فرصت کافی برای آشتی با نسل جدید. به این تراژدی اضافه کنید رسانه‌هایی که ذهن کودکان و جوانان را تخریب نموده‌اند و از آن بدتر و مخرب‌تر، بازی‌های رایانه‌ای غیر سالم که ذهن سالم و آرامی برای کودک و جوان نمی‌گذارند.
پسرم با حرص و ولع تمام، بازی‌های جنگی و خشن را که از ابتدا تا انتهای آن باید بکشد و ویرانگری کند که پیروز شود یا به قول معروف بازی را ببرد دنبال می‌کند، اگر بازی را نبرد دچار ناکامی می‌شود و اعصابش خرد می‌شود، پرخاشگر و بی‌حوصله می‌شود و اگر ببرد آموزش غلطی در ذهنش جای گرفته است که؛ برای پیروزی یا باید از کشته‌ها پشته بسازد یا همه چیز را تخریب کند. این است که وقتی کسی راهش را بند می‌آورد با قفل فرمان(اشاره به کامنت خانم جعفری) یا هر وسیله دیگری که دستش باشد می‌خواهد راهش را باز ‌کند و بعد برای دوستانش هم این موضوع را با افتخار تعریف کند. اگر مانعش شویم و نگذاریم بازی کند تلافی‌اش را جایی دیگر و به گونه‌ای دیگر خواهیم دید، اگر بخواهیم قانعش کنیم زبان‌اش را بلد نیستیم، منطق‌مان با هم فرق می‌کند....
این تنها گوشه‌ای از آن‌همه هجمه‌ای است که ذهن «نسل نو» را نشانه رفته است و به عقل ناقص من می‌رسد. ناکامی های دیگر را هم که در نظر بگیرید و بی عدالتی‌های دیگری که در اطرافش می‌بیند از او انسانی می‌سازد که به نظر ما صبور و مقاوم نیست و در آینده نخواهد توانست گلیمش را از آب بکشد یا گلی به سر ما و خودش بزند....