گروه برق 69 دانشگاه بیرجند

محلی برای ارتباط با دوستان گروه برق 69 بیرجند

بهشت وجهنم
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت:خداوندا, دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟

خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی ازآنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت.


درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف غذا بود؛ افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند. مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: تو جهنم را دیدی. آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: نمی فهمم! خداوند جواب داد: ساده است؛ فقط احتیاج به یک مهارت دارد. می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدمهای طمع کار تنها به خودشان فکرمی کنند.

 

حبیب