گروه برق 69 دانشگاه بیرجند

محلی برای ارتباط با دوستان گروه برق 69 بیرجند

یه پیشنهاد یلدایی
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: مناسبتها

تلفن امروز صبح از طرف یک عزیز، باعث شد ایده ای به ذهنم برسه و انگیزه ای شد برای نوشتن این مطلب. اما قطعا همراهی همه دوستان رو لازم دارم تا شاید مطلب به درد بخوری از آب در بیاد. پس خواهش میکنم هر چقدر که میتونید حتی در حد یک خط ، بنویسید.

مهم اینه که خودتون بنویسید، وگرنه همه ما خیلی راحت میتونیم با یه جستجوی ساده از اینترنت و کپی کردن، خیلی از مطالب مشابه رو پیدا کنیم و چه بسا توی ایمیلهایی، به دستمون برسه (به خصوص از طرف گروههای توی فضای مجازی). پس باز هم خواهش میکنم هر چی که میدونین رو با قلم خودتون بنویسید.

هم میتونید ایمیل بفرستید هم اگه براتون راحتتره توی قسمت نظرات بنوسید ولی تیک خصوصی روبزنید تا من بتونم به عنوان یه مطلب مستقل بزارمش توی صفحه اول وبلاگ

واما مطلبی که میخواستم بگم:

از اونجایی که هر کدوم از ما از یه گوشه ایران هستیم و قطعا رسوم خاص خودمون رو به مناسبت شب یلدا داریم، هر کس هر رسمی رو که توی منطقه خودش به این مناسبت داره بنویسه، احتمال اینکه تکراری هم باشه هست ولی مهم نیست اینجوری شاید بتونیم ما هم یه قدمی برداریم برای حفظ این سنتهای زیبا.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

ضمنا قرار نیست فقط من و آقای صادق اینجا مطلب بنویسیم، اگر هم چیز زیادی نمیدونید، این شب یلدا فرصت خیلی خوبیه برای اینکه از بزرگترهای خانواده و فامیل بپرسید و بعدش برای ما بنوسید

 

(یه خواهش دیگه هم دارم لطفا با قومیتها، اعتقادات و ..... شوخی نکنید تا دوباره کسی دلخور نشه)


 
یلدا
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است، که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت.

پیشاپیش یلداتان مبارک و زندگیتان پر از بهانه های شاد باد.


 
خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم!
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: کوتاه و خواندنی

خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم!

سه سال است که در تبریز جشنواره ای برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است.

لطفاً آمین بگوئید:

خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی ! می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود!
باران خوارزمیان / 4 ساله

آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد!

تاده نظر‌بیگیان / 5 ساله

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی
!
نسیم حبیبی / 7 ساله
 
ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست!
فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله
 
خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی!
سوسن خاطری / 9 ساله
 
خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد.
کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله
 
خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد!
الناز جهانگیری / 10 ساله
 
آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هرسال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند!
سحر آذریان / 9 ساله
 
بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟
حسن / 8 ساله
 
ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم!

شاهین روحی / 11 ساله
 
خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره!
پویا گلپر / 10 ساله
 
خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی!
پیمان زارعی / 10 ساله
 
خدایا! یک برادر تپل به من بده!!
زهره صبورنژاد / 7 ساله
 
خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه‌یمان مانند بچه‌های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم...
مهسا فرجی / 11 ساله
 
دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم!
روشنک روزبهانی / 8 ساله
 
خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین.
مهدی اصلانی / 11 ساله
 
خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم!
مینا امیری / 8 ساله
 
خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی!
زهرا فراهانی / 11 ساله
 
ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن...
رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله
 
ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم!
شایان نوری / 9 ساله
 
خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند!!
امیرحسام سلیمی / 6 ساله
 
خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند!
فاطمه یارمحمدی / 11 ساله
 
ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود!
شقایق شوقی / 9 ساله
 
خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم.خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم!
دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله

آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند!
هدیه مصدری / 12 ساله
 
خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده!
مریم علیزاده / 6 ساله
 
خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم!
محمد حسین اوستادی / 7 ساله
 
خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم ! و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم!
سالار یوسفی / 11 ساله
 
من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند.
المیرا بدلی / 11 ساله
 
خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم!
نیشتمان وازه / 10 ساله
 
اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند!
عاطفه صفری / 11 ساله
 
خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند.مرسی خدایا!
رویا میرزاده / 7 ساله
 
در یادداشت دبیر جشنواره در ابتدای کتاب نوشته شده:
 
"
هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است."

رضوی


 
بی خودی پرسه زدیم ...
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

بی خودی پرسه زدیم

صبحمان شب بشود ...

بی خودی حرص زدیم

سهم مان کم نشود ...

ما خدا را با خود سر دعوا بردیم

و قسم ها خوردیم

ما به هم بد کردیم

ما به هم بد گفتیم

ما حقیقت ها را زیر پا له کردیم

وچقدر حظ بردیم

که زرنگی کردیم

روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم

از شما می پرسم

ما که را گول زدیم؟؟؟؟؟




 
سوالاتی که از مهندسین کامپیوتر پرسیده می شود
ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سرگرمی
سوالات متداولی که از مهندسین کامپیوتر در جمع دوستان و آشنایان پرسیده می شود نیشخندشیطان
مهندس
- این کامپیوتر ما ویروسی شده، چیکارش کنیم؟
- الان یه کامپیوتر توپ تو بازار چنده؟
- این پسر من همش پای بازی کامپیوتره، مشکلی پیش نمیاد؟
- فیل.....تر شکن تازه چی اومده؟ چشمک
- چطوری میشه پسورد یکی رو فهمید؟ (یارو به عشقش شک داره!!!!زبان)
- چطور میشه فهمید دخترم تو اینترنت چیکار می کنه؟عصبانی
- این عکسای ما همش یهو پاک شده، بدبخت شدیم چیکار کنیم؟گریه
- کامپیوتر من بالا نمیاد، چیکارش کنم؟
-کی میای پیش ما یه حالی به این کامپیوترمون بدی؟ سی دی های جدیدتم بیار!!!!!
- الان ویندوز چی خوبه؟!!!
- چطوری میتونم سریع تایپ یاد بگیرم؟
- یه لپ تاپ دست دوی مناسب توی دوستات کسی نمیفروشه؟؟؟
- به نظر تو رم بیشتر تو سرعت بازی تأثیر داره یا سی پی یو یا کارت گرافیک؟
- بخوام کامپیوترم رو ارتقاء بدم چقد پام در میاد؟
- الان بیل گیتس پولدارتره یا استیو جابز؟ :)
- به نظر تو ممکنه قیمت کول دیسک از اینم پایین تر بیاد؟؟؟؟
- بخوام با کامپیوتر پول در بیارم چیکار کنم؟
- کلاس چی برم؟
- میگن نوکیا فلان مدل خوب آنتن نمیده....اما من شکلشو خیلی دوس دارم....حالا به نظرت چیکار کنم؟؟
- واسه این کامپیوتر ما مشتری سراغ نداری؟
- با این کامپیوترت یه کدی بزن همه کانال های ماهواره ما باز شه!!!!
- چرا من تو وصل کردن دوربین دیجیتالم به کامپیوترم مشکل دارم؟
- بلوتوث جدید چی داری؟ بفرست بیاد!!!!
- اینترنت چنده ؟؟!

 
یاد باد
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

در نوازش های باد،
در گل لبخند دهقانان شاد،
در سرود نرم رود،
خون گرم زندگی جوشیده بود.

نوشخند مهر آب،
آبشار آفتاب،
در صفای دشت من کوشیده بود.

شبنم آن دشت، از پاکیزگی،
گوییا خورشید را نوشیده بود!

روزگاران گشت و گشت،
داغ بر دل دارم از این سرگذشت،
داغ بر دل دارم از مردان دشت،

یاد باد آن خوش نوا آواز دهقانان شاد
یاد باد آن دلنشین آهنگ رود
یاد باد آن مهربانی های باد
"یاد باد آن روزگاران، یاد باد"

دشت با اندوه تلخ خویش تنها مانده است
زآنهمه سرسبزی و شور و نشاط
سنگلاخی سرد بر جا مانده است

آسمان از ابر غم پوشیده است
چشمه سار لاله ها جوشیده است

جای گندم های سبز
جای دهقانان شاد
خارهای جانگزا جوشیده است!

بانگ بر می دارم از دل:
"خون چکید از شاخ گل ابر بهاران را چه شد؟
دوستی کی آخر آمد، دوستداران را چه شد؟"

سرد و سنگین کوه می گوید جواب:
_ خاک، خون نوشیده است!

"فریدون مشیری"

 
تسلیت
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

سالروز شهادت چهارمین اختر تابناک ولایت امام سجاد (ع) رابه تمامی دوستان تسلیت میگوییم


 
چرا ما این‌جوری شدیم؟
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: کوتاه و خواندنی ،مطالب آموزنده
  1. جلو میوه فروشی بودم در حال بررسی میوه‌ها که رفتار خانمی توجهم را جلب کرد. دو سبد هلو را کنار هم قرار داده بود و میوه‌های داخل آنها را جابه‌جا می‌کرد، البته خیلی تعجب برانگیز نبود ولی وقتی فروشنده اعتراض کرد، فهمیدم حدسم درست است. خانم یک سبد هلوی درهم خواسته بود و حالا مشغول دست‌چین کردن از نوع جدید بود و تازه بعد از اعتراض فروشنده با قیافه‌ای حق به جانب از قیمت بالای میوه شکایت داشت....
  2. چند سال پیش وقتی طنزی شنیدم که با همه تلخی‌اش خیلی به دلم نشست، بیانگر رفتارهای نسنجیده ما در ارتباط با یکدیگر بود. لابد شما هم شنیده‌اید که فردی برای خرید پنیر یک 200 تومان پرداخت می‌کند وقتی سرگرم درآوردن اسکناس از کیف پولش هست، فروشنده از فرصت استفاده می‌کند و تکه‌ای از پنیر وزن شده را می‌کند و خریدار بی توجه پول را می‌پردازد و می‌رود. بیرون مغازه یکی از مشتری‌ها رفتار فروشنده را به خریدار  توضیح می‌دهد و خریدار خونسرد می‌گوید پولی که دادم گوشه نداشت!
  3. یک پلی استیشن برای پسرم خریده بودم با کلی ضمانت و تعهد کتبی فروشنده‌ای که حتی به بهانه ضمانت‌ها حتی از آزمایش کردن کالای فروخته شده خودداری کرد و گفت هر مشکلی داشت با یک تلفن خودم یک دستگاه دیگر ارسال می‌کنم. چند روز بعد دستگاه را آزمایش کردیم اشکال داشت، وقتی برگشتیم با جواب‌های عجیب و غریب اعصاب خرد کنی که همه تا حالا شنیده‌اید روبرو شدیم، «خودش حالا نیست،‌ دو روز یگه میاد بیاین ببینین قبول می‌کنه یا نه؟ اصلا حق نداشته همچنین ضمانتی بده و...» و از همه جالب‌تر این که تاریخ فروش را به جای 16/6 روی فاکتور نوشته بود 16/4 یعنی تاریخ دو ماه قبل. قبل از ما هم یک خانواده در حال خرید یک دستگاه گیرنده دیجیتال بودند که موفق به خرید نشدند و از مغازه بیرون رفتند و دو فروشنده جوان با تمسخر هر چه تمام چند دقیقه‌ای مشغول تکرار گفتگوهای آن خانواده بودند. من هم زدم از روش خودم استفاده کردم و دستگاه را تعویض و تمام تست‌های لازم را هم همانجا انجام دادم.

خریداری که به حق و قول خود قانع و وفادارنیست، فروشنده‌ای که به حقوق مشتری پای بند نیست. فروشنده‌ی دیگری که چون مشتری کالایی نخریده است حاضر است چند دقیقه از وقتش را صرف مسخره کردن کسی کند که حضور ندارد و حاضر نیست به مشتری به دید کسی نگاه کند که مهم‌ترین بازدید کننده در حوزه کاری اوست و فروشندگانی که ابتدایی‌ترین قوانین و اصول تجارت را نمی‌دانند، تنها گوشه‌ای از تراژدی احترام در جامعه ماست. فرهنگ رانندگی و رعایت حقوق و جان و مال انسان‌هایی که با ما در یک جامعه زندگی می‌کنند که دیگر ضرب‌المثل بین‌المللی شده است، به راحتی یک تخلف ساده و گاه عمدی و از سر لجبازی‌های کودکانه پیکرهای متلاشی‌شده باید از کف خیابان‌ها یا لابه‌لای آهن‌پاره‌ها جمع آوری شوند...

خیلی سخت است در جامعه احترام از بین برود و دروغ جای صداقت را بگیرد. همه به هم دروغ بگوییم، حرمت‌ها را کنار بگذاریم و دائم به فکر کلاه گذاشتن سر هم باشیم. فکر می‌کنم حلقه گمشده دوستی‌ها و رفاقت‌ها و معاشرت‌های اجتماعی احترام است. متاسفانه فرهنگ احترام خیلی کم‌رنگ شده است، در بین بسیاری از جوانان بی حرمتی یک نوع روشنفکری و کلاس اجتماعی به حساب می‌آید. بی ادبی شجاعت شده است. حرف‌های رکیک جای کلمات مودبانه را گرفته است و احترام گذاشتن نوعی ترسیدن تلقی می‌شود. به فرزندانمان فریاد زدن بی منطق را آموزش می‌دهیم تا هر جا کم آوردند بی منطق فریاد بزنند. حقوق دیگران برای ما بی اهمیت شده و مهم نیست. شاید فراموش کرده‌ایم که احترام متقابل است.

یزدانی


 
دوستان واقعی
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: مطالب آموزنده

دوستان واقعی هم اندازه اند...

دوستان واقعی هر طور بتوانند به اندازه ی هم درمی آیند...


 
نتایج نظر سنجی
ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: اخبار وبلاگ

تحلیل و قضاوت با شما!


 
یک ایمیل ارسالی
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: اخبار وبلاگ

من دوست دارم به جمع شما بپیوندم اما اگر اشکالی نداره شماره تماس بدهید چون اسم مرا حتما یادتان هست اما چهره ام دگرگون شده .خیلی مشتاق دیدارم . ازدوستان قدیمی بیرجند .

-----------------------------------------------------------------

با سلام خدمت دوست قدیمی بیرجند

حالا عکس هیچ! ولی خوب بود در ایمیل ارسالی حداقل نام و مشخصاتتان را که به قول خودتان حتما یادمان هست مینوشتید تا ما هم بدانیم کدامیک  از دوستان قدیمی افتخار داده و به وبلاگ ما سر زده اند

منتظر معرفی شما میمانیم


 
اعتقاد- اعتماد- امید
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

1- Confidence اعتقاد:
اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند.روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند،فقط یک پسربچه با چتر آمده بود،این یعنی اعتقاد.
2- Trust اعتماد:

اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد،وقتی که شما آنرا به بالا پرتاب می کنید،او میخندد ..... چراکه یقین دارد که شما او را خواهید گرفت،این یعنی اعتماد.

3- Hope امید:

هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم.ولی شما همیشه برای روز بعد خود برنامه دارید،این یعنی امید.
با اعتقادخدا،اعتماد و امید زندگی کنید.


 
غم
ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

غم راخدا نیافرید , انسان آفرید

خوشبختی وزیبایی تنها پیشنهادخدا به انسان بود اما انسانها , زشتی ها را خلق کردند وامروز پژواک گذشته خویش را ملاقات میکنند.


 
دوست
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

پرسیدند:بهشت راخواهی یادوست ؟

گفتند:جهنم است بهشت بی دوست !

قلبلبخند


 
همایش سالانه
ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: اخبار وبلاگ

سلام بر کبار العظمای قوم

آیا امسال برنامه ای برای همایش دارین ؟ لطفا پس از نشست های مکرر وجلسات متعدد نتیجه حاصله را به سمع منتظران برسانید . باتشکر فائقه ، محمود جمشیدی


 
تحول درون
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: کوتاه و خواندنی ،مطالب آموزنده


 
دوستی
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

دوستی اصطلاحی است که برای توصیف رابطه همیارانه بین دو یا چند موجود اجتماعی به‌کار می‌رود.

رابطه دوستانه معمولاً شامل درک دوجانبه، احترام و محبت نیز هست. دوستی یعنی همنشینی، معاشرت و گفتگوی انسان با افرادی که به آنها علاقه و محبت دارد، زیرا با غیر دوست معمولاً کسی رغبت معاشرت ندارد. این دوستی و ارادت و محبت یا لذات است و یا مجازی و واسطه‌ای است که انسان به وسیله آن به دوست حقیقی برسد.او به این دلیل با آن فرد دوست میشود که حرف های دلش را با آن در میان بگذارد و راز نگهدار او باشد.دوست من سلام!!!!!لبخندچشمافسوس

 

 

 

صادق


 
گله از دوستان ......
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: اخبار وبلاگ

سلام

امروز هوای شهر مشهد بارونیه  ، از صبح زود که از خونه اومدم بیرون هوا گرفته و بغض آلود بود و هوای دل من هم .  

تصمیم گرفته بودم تا چندخطی در وبلاگ بنویسم،اول صبح سری به وبلاگ زدم و طبق عادت همیشگی از صفحه مدیریت نظرات شروع کردم .بعد از مدتها چند نظر اضافه شده بود و این یعنی دوستان ،بعد از مدتها مشغله، یادی هم از وبلاگ کرده اند. ولی از خووندن نظرات دلم گرفت و وظیفه خودم دونستم که نکاتی رو به خودم، و نه به دوستان،  یادآوری کنم و توضیحی ارائه بدم برای این عدم بروزرسانی :    

اینکه از اول هم  قرار نبوده خانم غفاری به تنهایی مسئولیت گرداندن وبلاگ رو به عهده بگیرن .

اینکه ایشون هم مثل بقیه و حتی خیلی خیلی بیشتر از بقیه گرفتاری و مشغله دارن و اگرکلی وقت و انرژی برای وبلاگ مِیزارن جای تشکر داره و نه توقع .

اینکه در تمام این مدت که ایشون کمتر مطالب رو بروزرسانی میکردن کسی نپرسید کجایی و چرا نیستی ؟

اینکه زمانی که مطلبی گذاشته میشه دوستان از گذاشتن حتی یک نظردریغ میکنن و این تصور پیش میاد که کسی به وبلاگ سر نمیزنه و مخاطب این صفحات هیچکس نیست.     

و آخر از همه اینکه من بارها به خانم غفاری  گفتم وبلاگی رو که دوستان براش ارزشی قائل نیستن بهتره حذفش کنی وشاید ایشون دارن کم کم به همین نتیجه میرسن .

از همه ی دوستان بابت این حرفها معذرت میخوام ....

بزارین به حساب گله ای دوستانه.