گروه برق 69 دانشگاه بیرجند

محلی برای ارتباط با دوستان گروه برق 69 بیرجند

یکی از بستگان خدا
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: داستانک


شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.

پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.

در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری باچشم‌هاش آرزو می‌کرد.

خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد..
آهای، آقا پسر!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت.. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:
شما خدا هستید؟
نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!

 

 

حبیب


 
مکالمه با گورخر
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سرگرمی

 

نویسنده :جمشیدی


 
آدمها دو دسته هستند
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: طنز

به نظر ما(ایرانی ها)، آدمها دو دسته هستند:

 

نویسنده: رضوی


 
حاضر جوابی
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:آقای شاو ! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است برنارد شاو هم سریع جواب میدهد : بله ! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!


 
کوتاه ولی ...
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود "
- یک کم کنجکاوی پشت" همین طوری پرسیدم "
- قدری احساسات پشت"به من چه اصلا "
- مقداری خرد پشت " چه بدونم "
- و اندکی درد پشت " اشکالی نداره" هست.
مردی و نامردی، جنسیت سرش نمی شود معرفت که نداشته باشی.....
نامردی...


بزرگ
ترین مصیبت برای یک انسان این است که
نه سواد کافی برای حرف زدن داشتهباشد
نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

 

حبیب


 
 
ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
شاید این همان دریایی باشد که در قرآن به آن اشاره شده است
 
 
 


 
 
 

در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید، این شمالیترین شهر دانمارکیهاست ..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمیشوند و بنابرین این راستا بوجود میاد
In a tourism filled city of Skagen you can see this incredible natural sight.  This city is the most northern point of Danish people…..where the Baltic sea “meets” the North sea.  Two different seas can not be combined together thus creating this line
و این همان چیزی است که در قرآن آمده است

 
استراتژی بازاریابی
ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
دو گدا در خیابانی نزدیک واتیکان کنار هم نشسته بودند. یکی صلیب گذاشته بود و دیگری ستاره داوود... مردم زیادی که از آنجا رد می شدند، به هر دو نگاه می کردند و فقط در کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول می انداختند.
کشیشی از آنجا می گذشت، مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که صلیب دارد پول می دهند و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمی دهد. رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا مرکز مذهب کاتولیک است. پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی پول نمی دهند، به خصوص که درست نشستی کنار یه گدای دیگری که صلیب دارد. در واقع از روی لجبازی هم که باشد مردم به اون یکی پول میدهند نه تو.
گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هِی "موسی" نگاه کن ، یکی اومده به برادران "گلدشتین*" بازاریابی یاد بده!!؟!

 
 
ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
هفت جا ، نفس خویش را حقیر دیدم
نخست : آنکه به پستی تن میداد تا بلندی یابد
دوم : آنکه در برابر از پاافتادگان ، میپرید
سوم : آنکه میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید
چهارم : آنکه گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند ، خود را دلداری داد
پنجم : آنکه از ناچاری ، تحمیل شده‌ای را پذیرفت و شکیبایی‌اش را ناشی از توانایی دانست
ششم : آنکه زشتی چهره‌ای را نکوهش کرد ، حال آن که یکی از نقاب‌های خودش بود
هفتم : آنکه آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت

 
روزه
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

چرا همه با هم روزه سکوت گرفتن!؟


 
سوال امتحان
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
چهار تا دانشجو شب امتحان بجای درس خواندن به پارتی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای امتحانشون نداشتند٬ روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به این صورت که سر و روشون رو کثیف و کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند٬ سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یکراست به پیش استاد رفتند.

 
شاهکار
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

متن جالبیه شما هم بخونید

http://robotic-pnu.persianblog.ir/post/39


 
پُـز می دهیـم !
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

مد شده این روزها پز می دهیم
پیش هر کس، هر کجا پز می دهیم
جمعمان هر وقت کامل می شود
یا که می لافیم؛ یا پز می دهیم
کار ما اصلا همین پز دادن است
خوب و خوشحالیم تا پز می دهیم


 
آموخته ام که ...
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

آموخته ام که
با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه،
رختخواب خرید ولی خواب نه،
ساعت خرید ولی زمان نه،
می توان مقام خرید
ولی احترام نه،
می توان کتاب خرید ولی دانش نه
، دارو خرید ولی سلامتی نه
، خانه خرید ولی زندگی نه و
بالاخره ، می توان
قلب
خرید، ولی عشق را نه.

 
چهل مورد از کم هزینه ترین لذت‌های دنیا
ساعت ٦:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
1-  گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 - سعی کنیم بیشتر بخندیم.
3-  تلاش کنیم کمتر گله کنیم.
4 -  با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.
5 - گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.

 
دستگاه خودپرداز
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

مرد ها چطور از دستگاه خودپرداز استفاده میکنن :
 1: پارک ماشین
 2: رفتن به جلوی خودپرداز
 3:وارد کردن کارت
 4:وارد کردن رمز
 5:گرفتن پول
 6:سوار شدن به ماشین و دور شدن


 
نسل نو
ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

گذشته: برایش راه باز می‌کنم، آرام و بی‌تشویش از کنارم می‌گذرد. می‌دانم در دل تحسینم کرده است. دوستش دارم. آشنای من است. نامش را نمی‌دانم، مدت‌هاست دوستش دارم، آنقدر در ذهنم با او سخن گفته‌ام که حالا از هر کس او را به خود آشناتر می‌بینم و خویش را به او از هر کس نزدیک‌تر می‌دانم. گاه تصمیم می‌گیرم آن‌چه را در دل غوغایی من می‌گذرد با او در میان گذارم اما خیلی زود پشیمان می‌شوم. می‌گویم برایش بنویسم، اما نام و نشانش را نمی‌دانم. کلافه می‌شوم؛ سر درگم و پریشان.


 
بیسوادی
ساعت ٦:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

بیسوادان سده21 کسانی نیستند که نمی‌توانند بخوانند و بنویسند، بلکه کسانی‌اند که نمی‌توانند بیاموزند، آموخته‌های کهنه را دور بریزند، و دوباره یادبگیرید و به دیگران هم بیاموزید


 
سنگ پشت ......
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی.
می‌دانست‌ که‌ همیشه‌ جز اندکی‌ از بسیار را نخواهد رفت.
آهسته آهسته‌ می‌خزید، دشوار و کُند؛ و دورها همیشه‌ دور بود.


 
بخش هایی از سروده همای- اپرای موسی و شبان
ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

بخش هایی از سروده  همای در بخش پایانی که چوپان در جواب موسی خواند:

خدا از هرچه پنداری جدا باشد
خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد
نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد
که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ی وحشت نما باشد

 
راست و دروغ
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فیلسوف است.

کسی که راست و دروغ برای او یکی است متملق و چاپلوس است.


 
اندر احوالات نسل نو
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

اینجا نمی‌توان طولانی نوشت. باید پیامکی نوشت؛ کوتاه و خلاصه و مفید. کاری که من هنوز به خوبی یاد نگرفته‌ام. اصلا نمی‌توانم خلاصه بنویسم، ذاتا آدم پر حرفی هستم، به این ذات بد، معلمی و روزنامه‌نگاری را که اضافه کنید می شود همین چیزی که هستم.

رضا یزدانی


 
اصول مهم اعتماد واعتقاد
ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
  • صداقت
  • صمیمیت
  • صبوری
  • صراحت
  • صلابت

 
تواضع
ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

- همیشه به خاطر داشته باشید تواضع و متانت برشکوه شما می افزاید


 
صبر
ساعت ٧:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

زندگی صحنه تلاش و بالندگی، و لحظه های آن چون رودی درگذر است. رودی مواج که درتلاطمش ، انسان ها ساخته می شوند ؛ پس تا دمی باقی است از لحظات و سخنان دیگران عبرت بگیریم :

- با شکیبایی وصبر،انتظار گشایش و پیروزی می رود.(حضرت محمدصلی الله علیه و آله)

- اگر کوه ها به لرزه درآمدند،تو پابرجا و استوار باش .( امام علی علیه السلام)

- صبر، ضامن پیروزی است . ( حضرت علی علیه السلام)


 
صبر ........
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

طعمش ‌تلخ ‌بود. تلخی ‌اش ‌را دوست ‌نداشتیم. نمی ‌دانستیم ‌که ‌دواست. دوای ‌تلخ ‌ترین‌ دردها

نمی‌ دانستیم ‌معجون‌ است. معجون انسان‌ شدن . گمش ‌کردیم. شیطان ‌از دستمان ‌دزدید.


 
قهوه
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

سه ظرف را روی آتش قرار دادیم. در یکی از ظرفها هویج در دیگری تخم مرغ و در دیگری قهوه ریختیم و پس از 15 دقیقه:

 


 
قرار شام
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 چند دوست قدیمی که همگی ۴٠ سال سن داشتند می‌خواستند باهم قرار بگذارند که شام را با همدیگر صرف کنند و پس از بررسی رستوران‌های مختلف سرانجام باهم توافق کردند که به رستوران چشم‌انداز بروند زیرا خدمتکاران خوشگلی دارد.


 
داستان زندگی ویلان !!!!!!
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

هنوز هم بعد از این همه سال، چهره‌ی ویلان را از یاد نمی‌برم.
در واقع، در طول سی سال گذشته، همیشـه روز اول مـاه کـه حقوق بازنشستگی
را دریافت می‌کنم، به یاد ویلان می‌افتم ...


 
خوشبخت
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: «نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند»
تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.

 
داستان قشنگ نمازگزار وشیطان
ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.


 
یک پیشنهاد
ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

دوستان سلام

یک طرح جدیدی داریم برای اینکه به جذابیت وبلاگمون اضافه بشه وهمینطور به اطلاعات خودمون.

همه ما در رابطه با شغل و تحصیلاتی که داشتیم قطعا به مطالب آموزنده ای برخورد میکنیم که میتونه برای بقیه هم جالب باشه، مثلا الان ما دو نفر مهندس عمران داریم، یک مهندس کامپیوتر داریم، یک کارشناس مالی داریم و .... (بقیه رو دیگه اسم نمیبرم) بیایید اطلاعات و مقالات مفیدی که یه کم، کمتر تخصصی هستن، خیلی هم طولانی نیستن و تشخیص میدیم که به درد بقیه هم میخوره با هم به اشتراک بزاریم. چون الان هیچ ایده ای برای تقسیم بندی مطالب ندارم هر مطلبی که بفرستین تا چند روز توی همون صفحه اول میمونه ولی بعد بسته به مضمون، مطالب رو دسته بندی و توی یک صفحه قرار میدیم


 
دعا
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

خدا یا کیفیت رو فدای کمیت نکن. کمتر خلق کن ولی آدم خلق کن!

 

حبیب


 
مسیرزندگی
ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:


زندگی مسیری مستقیم وآسان نیست

که بی مانع و آزاد در آن سفرکنیم,

بلکه هزارتویی ازگذرگاه هاست,

که در آن میان باید راهمان را بجوییم.

وگاه خود را در کوچه ای بن بست گیج و گم بیابیم.

اما اگر ایمان داشته باشیم,

خدا همیشه دری برما می گشاید؛

نه دری که ما بدان اندیشیده باشیم...

بلکه دری که در نهایت,

آن را به سوی خود می یابیم.              " ای جی کرنین"

 

حبیب


 
زنـدگـی ...
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی

زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چوگل، که بنوشی اش چو شهد

زندگی، بغض فـروخورده نیست

زندگی، داغ جگـــر گـــوشه نیست


 
ما که را گول زدیم؟
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

بیخودی خندیدیم
که بگوییم دلی خوش داریم
بیخودی حرف زدیم
که بگوییم زبان هم داریم


 
محمود جمشیدی
ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: اخبار وبلاگ ،20 سال گذشته کجا بودم

با سلام و احترام فائقه خدمت دوستان عزیزم، چون قرار است خلاصه ای از فعالیتها و خدمات خود را بعداز فارغ التحصیل اینجا بیان کنیم ،به همین منظور من هم خلاصه ای خدمت دوستان عرض میکنم.


 
با این4 دسته از افراد کمتر معاشرت کنید:
ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
1-آنهائی که از زندگی بیزارند و با همه دنیا سر جنگ دارند.
2-آنهائی که مدام پشت سر دیگران غیبت می کنند.
3-آنهائی که شکست و سر خوردگی های گذشته شما را به شما یادآوری می کنند.
4-آنهائی که می خواهند شما را کنترل کنند.

 
زلزله
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
1. ساعت چهار و پنج دقیقه بعد از ظهر پنجشنبه 29 دی‌ماه 90 بود. مهمانم را تا جلو در دفتر همراهی کردم. برگشتم تا وسایلم رابردارم و راهی خانه شوم. کف اتاق لرزید، ادامه دار و پر سرو صدا. مات و مبهوت دیوراها را نگاه کردم و منتظر فروریختن سقف. حس بدی بود.
رضا یزدانی